تبلیغات
انسانم آرزوست... - و کجاست این مادر...
انسانم آرزوست...
*من همچنان عینکی زده ام که شیشه ندارد*مدام به آن ، ها میکنم تا پاک شود * غافل از آنکه چشمانم غبار آلود است نه عینکم*
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مبهم وشاید کمی پیچیده
.
.
.

این همه آن چیزیست که در سرزمین جاوید انتظارش را میکشیم...


مدیر وبلاگ : pc7a
نویسندگان



http://img4up.com/up2/15125293231119.jpg




هششششششش...
بچه خوابیدست...
این را گفت یک مادر...
و خرامید و بغل کرد کودک...
تا نگرید که کجاست این مادر...
مادر به سکوت ناز میکرد طفل را...
و به او شیره جان میبخشید...
و به او از ته دل میگفت دوستت دارم...
و کجاست این مادر...
که ببیند کودک دلبند عزیز...
به کجا چین و چنان میکوبد...
و سکوت....
.
.
.
.






نوع مطلب : *دست نوشته های من*، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : ادبیات معاصر،
چهارشنبه 22 تیر 1390
پنجشنبه 23 تیر 1390 09:42 ب.ظ
چقدر شلوغه اینجا!/
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پی کو باکس کسب درآمد
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
     
کلیه حقوق این وبلاگ برای انسانم آرزوست... محفوظ است