تبلیغات
انسانم آرزوست... - بانوی خاطره ها...
انسانم آرزوست...
*من همچنان عینکی زده ام که شیشه ندارد*مدام به آن ، ها میکنم تا پاک شود * غافل از آنکه چشمانم غبار آلود است نه عینکم*
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مبهم وشاید کمی پیچیده
.
.
.

این همه آن چیزیست که در سرزمین جاوید انتظارش را میکشیم...


مدیر وبلاگ : pc7a
نویسندگان



http://www.mohadese.com/forum/attachments/727d1309596138-76a905d5b0a36a00e7b16c7ad164d16d.jpg


دیشب شام را با بانوی خاطره ها میخوردم

عشوه میکرد در این دشت هوس
چشمهایم بر آن تن میخکوب میگردید
شادمان شهوتی بودم بس
.
.
.
امروز صبح بانوی خاطره ها از تن رفت
و من ماندم و قدری تلخی
ز آن معاشقه بی فرجام
که بانوی خاطره ها از ته راه آمد و رفت...

پ.ن: گاهی خاطره ها آنقدر به آدم فشار می آورد که میمانی گریه کنی یا خنده

پ.ن: لا مصب تنهایی بد دردیست این روزها...







نوع مطلب : *دست نوشته های من*، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : ادبیات معاصر،
دوشنبه 20 تیر 1390
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پی کو باکس کسب درآمد
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
     
کلیه حقوق این وبلاگ برای انسانم آرزوست... محفوظ است