تبلیغات
انسانم آرزوست... - ناموس...
انسانم آرزوست...
*من همچنان عینکی زده ام که شیشه ندارد*مدام به آن ، ها میکنم تا پاک شود * غافل از آنکه چشمانم غبار آلود است نه عینکم*
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مبهم وشاید کمی پیچیده
.
.
.

این همه آن چیزیست که در سرزمین جاوید انتظارش را میکشیم...


مدیر وبلاگ : pc7a
نویسندگان

ناموس...



هجده ساله بودم که مفهوم ناموس را بطور اتفاقی توی  میدان ونک  کشف کردم.مردم  جمع شده بودند و نگاه می کردند.مرد تنومندی فریاد می زد  و فحش می داد و زنی را که ناموسش بود  روی زمین می کشید.

روسری زن پس رفته بود و مرد انبوه موههای سیاه بلند زن را همچون کمندی دور مچ دست خود پیچیده بود  تا فرار نکند و با نهایت قدرتش توی صورت زن می زد.

زن زیبا بود ، خیلی زیاد زیبا بود ، با اینکه صورتش از ضرب کشیده های محکمی که مرد به آن می نواخت به رنگ خون در آمده بود م یک جور زیبایی وحشی و هوسناک  در چهره اش برق می زد .

مرد  نعره می زد و رو به رهگذر ها فریاد می زد ناموسش را دیده که از ماشین غریبه ای پیاده شده است و مردم با همدردی سر تکان می دادند. زن گیج بود  و چشمهایش از ترس  و ناباوری به دور دست خیره مانده بود . من نایستادم.

از آدمهایی که این جور موقع ها می ایستند تا شب برای  زن و بچه شان چیزی تعریف کنند عقم می گیرد. من رد شدم اما  پاههایم می لرزید وتا مدتها صدای سیلی هایی که    بر صورت آن زن نواخته شد  مثل کابوس مرا دنبال می کرد.

***

دومین باری که مفهوم ناموس را فهمیدم خودم آن زنی بودم که برای ناموس مردی به زمین  افتاد.  تازه جدا شده بودم و به خانه ی پدری ام پناه برده بودم . نه خیانتی در کار بود و نه هیچ. دختر خاله ام  در بیمارستان بستری شده بود  و کمی دیر تر از معمول به خانه بر می گشتم. دم در که ماشین را پارک کردم شوهر سابقم به سمت من آمد . انگار خیلی وقت بود که منتظر توی کوچه ایستاده بود  دستهایش از عصبانیت می لرزید پرسید کجا بودی؟

احساس کردم که با خودش فکر کرده که پای مرد دیگری ( ناموس) در میان است. می توانستم توضیح بدم اما لزومی نداشت.

او حتی دیگر شوهر من نبود. سوییچ را توی کیفم گذاشتم و  تمام شهامتم را جمع کردم و برای اولین بار گفتم : راستش را بخوای دیگر به تو مربوط نیست!  همسایه ها مهمانی شان تمام شده بود و دم در پر از آدم بود و من درست دم در خانه ی پدری ام بودم ، دلیلی نداشت بترسم. جمله ام تمام نشده بود که مچ دستم را گرفت

و پیچاند و من روی زمین افتادم، دستبندم از دستم کنده شد و روی خاک و خل افتاد. انگار دیوانه شده باشد ، مرا روی زمین می کشید و به سمت ساختمان نیمه سازی که  ته کوچه بود می برد.فریاد زدم و از مردم  و از همسایه ها کمک می خواستم اما هیچ کس به روی خودش نیاورد. مرد مسنی هم قدم با ما تو کوچه قدم می زد ،  التماس کنان  کمک خواستم  ولی مرد رویش را بر گرداند و به سرعت دور شد.

آنها همسایه های ما بودند و آن منطقه یکی از بهترین منطقه های تهران بود. باورم نمی شد که هیچ کس به کمکم نخواهد آمد وتنها کسی که می تواند نجاتم دهد خودم هستم.

نیرویم را جمع کردم و در یک فرصت مناسب با نهایت زورم توی بیضه هایش لگد زدم. از درد خم شد و دستم را رها کرد و من تا خانه دویدم.روپوشم پاره شده بود و پایم زخم شده بود همسایه ها  دم در  ایستاده بودند و مرا نگاه می کردند هیچ کس هیچ چیز نگفت.

بعد ها فهمیدم که مردم در امور ناموسی دخالت نمی کنند. بعد ها فهمیدم که چقدر از این مردم متنفرم. بعد ها فهمیدم که وقتی هجده سالم بود نباید از کنار آن زن با بی تفاوتی عبور می کردم و از خودم هم متنفر شدم.





نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها : ناموس،
لینک های مرتبط : http://cloob.com/name/pc7a،
دوشنبه 17 آبان 1389
سه شنبه 18 آبان 1389 10:57 ب.ظ
salam az matlabetoon kheyli lezat bordam yebar man ye jaryane intori ro didam vali natoonestam bikhaial basham va ba marde dargir shodam va marde ye naghsi to soratesh oftado az man shaki shod manam dyasho dadamo ghasam khordam ke dige az in kara nakonam vali moteasefane ye bare dige in etefagh oftad va zane bichare ke kheli ham darbo daghoon bood gharib bood va kasio nadasht man bordamesh terminal ke bere shahreshoon pishe maman babash dige nemidoonam aghebatesh chi shod.
pc7a شما نمونه ی بارز یک ایرانی وطن دوست و وطن پرست هستید، این ایرادیه که به جامعه سنتی ما وارد و امثال شما با این کارشون میتونن به اینچنین ظلم هایی پایان بدند
ایرانی و سربلند باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پی کو باکس کسب درآمد
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
     
کلیه حقوق این وبلاگ برای انسانم آرزوست... محفوظ است